• شناسه : 431
  • 09 مارس 2020 - 14:19
  • 336 بازدید
  • ارسال توسط :
تاریخ مردمان لُر-پیش از ورود اسلام
تاریخ مردمان لُر-پیش از ورود اسلام

تاریخ مردمان لُر-پیش از ورود اسلام

گروهی بر این باورند که لران بازماندگان اقوام پیش از آریایی مانند کاسیت و ایلام هستند و گروهی آنها را از اقوام اصیل ایرانی تبار می دانند.

پیشگفتار
لرها یا مردم لر، بنابه آنچه امروزه توصیف غالب است بخشی از مردم ایرانی نژاد هستند که عمدتا در بخشهای غربی و جنوب غربی ایران کنونی می زیند(۱). همچنین جمعیت چشمگیری از لرها در بخشهای شرقی، مرکزی و شمال شرقی عراق زندگی میکنند که غالبا به نام فیلیها شناخته میشوند(۲,۳,۴,۵). واژه لرستان یا لورستان، جدا از نام کنونی استانی در غرب ایران، از دیربازبه مناطق سکونت طوایف لر اطلاق شده است.
حدود سکونت مردم لر، از دشتهای شرقی عراق آغاز میشود و تا نواحی غربی، جنوب غربی ایران و کرانەهای شمالی خلیج فارس امتداد می یابد(۶). تا پیش از عصر صفویان، نام لرستان، مناطق سکونت امروزه لرهای فیلی، بختیاری و جنوبی را دربرمی گرفت.

درخلال حکومت صفویان، بخشی بزرگی از مناطق سکونت لران، با نام بختیاری مطرح شد(۷,۸,۹) و جغرافیای نام لرستان محدود به استانهای کنونی لرستان، ایلام، بخشهایی از کرمانشاهان و غرب عراق کنونی شد. این ناحیه نیز در عصر حکومت قاجاریان به دو بخش
لرستان پشتکوه (ایلام و بخشهایی از شرق عراق ازجمله شهرهایی بدره، خانقین و ..) و لرستان پیشکوه (عمدتا شامل استان لرستان کنونی) تقسیم شد(۱۰,۱۱,۱۲).امروزه نام استان لرستان شامل بخشی از لرستان فیلی تاریخی است (۱۳) ودیگر لران در استانهای غربی و جنوب غربی ایران و برخی نواحی شرق و مرکز عراق پراکنده اند.
نامواژه
واژه لر نخستین بار در نوشته های برخی مورخان و جغرافیدانان قرن دهم میلادی مشاهده می شود. حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده (۱۳۳۰ میلادی) به سکونت قبایل لر در شامات و مهاجرت بزرگ آنان به سمت مناطق لرنشین کنونی سخن رانده است (۱۴). نظرات گوناگونی پیرامون ریشه نام لر مطرح شده است. گاه این نام به نام شخصی بنام لر یا لهراسب منتسب دانسته شده است و برخی براین باورند که این نام از منطقه سکونت نخستین این مردم برداشته شده است. واژه لِر یا لیر (ازلحاظ واژگانی معادل مناطق جنگلی و پر از درختان)، یکی از احتمالات انشقاقی نامواژه لر مطرح شده است(۱۵).

منشا نژادی
بر سر ریشه نژادی لران، اختلافات بسیاری در محافل علمی مطرح است، بطوریکه گزوهی آنها را از بازماندگان ایلام و کاسیت دانسته و برخی نیز آنها را قبایلی از آریاییهای ماد یا پارسی دانسته اند(۱۶ ۱۷,۱۸).
با اینحال، امروزه آنها به گویشهای زبانی ایرانی سخن می گویند و عموما خود را از تبار ایرانی می دانند.

نقشه زبانی ایران؛ رنگ سبز مناطق سکونت و تکلم عمده لری در ایران را نشان می دهد

تاریخ پیش از اسلام
لرستان غالبا دربردارنده مناطق کوهستانی پرآب و مرتعی است. بسیاری از رودخانه های دایمی ایران مانند کارون، مارون، دز، کرخه و زاینده رود از این مناطق سرچشمه میگیرند. بااین وجود، در انتهای مرزهای زاگرس، دشتهای خوزستان و کرانه های شمالی خلیج فارس، شرایط اقلیمی متفاوت و گرم و خشک و ساحلی است.
تاریخ باستان لرستان، پیوستگی بسیاری با دیگر مناطق باستانی خاور نزدیک دارد. بخشهای لرنشین زاگرس، از مراکز اولیه اهلی سازی گیاهان و جانوران و انقلاب کشاورزی جهان شناخته می شوند(۱۹,۲۰).

به استناد به قدمت و آثار بدست آمده از تپه علی خوش دهلران، دیرین شناسان این مناطق و دامنه های زاگرس را نخستین مکانهای اهلی سازی گیاهان زراعی و دام بدست بشر می دانند.

در هزاره های سوم و چهارم پیش از میلاد، طوایف مهاجر در مناطق کوهستانی زاگرس سکونت یافتند. کاسیتها، که مردمی باستانی و کهن بوده اند و زبانشان در هیچ کدام از طبقه بندیهای زبانی هندواروپایی و یا سامی قرار نمی گیرد، تمدنشان در لرستان شکل گرفته است. آنها موفق به تسخیر بر امپراتوری بابل شدند(۲۱) و در خلال سالهای ۱٥۳۱ تا ۱۱٥٥ پیش از میلاد این سرزمینها را تحت سلطه داشته اند. مناطق لرنشین در هزاره دوم پیش از میلاد مورد هجوم و اشغال اقوام ایرانی ماد و پارس قرار گرفتند(۲۲). اقوام آریایی ساکنان بومی منطقه شامل ایلامیها، کاسیتها و گوتیها را در خود جذب کردند. پس از غلبه مادها، پارسیان هخامنشی در هزاره نخست پیش از میلاد این مناطق را در اختیار گرفتند. در خلال سالهای ۷۰۰ تا ٦۲٥ پیش از میلاد، قبایل دیگری مانند سکاها نیز در لرستان سکونت داشته اند.

ایلام
ایلامیان نخستین مردم ثبت شده ای هستند که در جغرافیایی با انطباق بسیار با مناطق لرنشین کنونی سکونت داشته و حکمرانی کرده اند. شواهد باستانی باقیمانده از تمدن ایلام در مناطق مختلف لرنشین یافت شده است. سنگ نگاره های ایلامی در کورنگون ممسنی شمال غرب استان فارس و بنای چغازنبیل در شوش و سنگ نگاره های کول فرح در ایذه نمونه های قابل ذکری از این تمدن هستند.(۲۳,۲۴,۲۵) آنها تمدن قدرتمندی را شکل دادند. بنابه تطابقهای جغرافیایی و شواهد باستانشناسی درمناطق لرنشین، برخی تاریخشناسان، ایلامیها را پیشینیان لران (Proto-Lurs) دانسته اند که زبانشان به تدریج دراثر تسلط زبانهای ایرانی تغییر یافته است(۲۶). والتر هینتز معتقد است شهر خرم آباد کنونی، در زمان ایلامیان، پایتخت سلسله ای بنام سیماشکی بوده است. سرانجام حکومت ایلامیان بدلیل نزاعهای داخلی و حمله آشوریان در سال ٦٥٤ پیش از میلاد نابود شد(۲۷). ظهور تمدن بزرگ ایلام، مهمترین رویداد سیاسی هزاره سوم پیش از میلاد ایران است.

بنابه تطابق جغرافیایی سکونتگاهها و فراوانی آثار تاریخی بجای مانده از تمدن ایلام در مناطق لرنشین، برخی پژوهشگران، ایلامیان باستان را نیاکان لران (Proto-Lurs) می دانند.

سنگ نگاشته ایلامی (پادشاه، ملکه و فرزندشان در مراسم مذهبی) در اشکفت سلمان ایذه

کاسیها
اقوام کاسیت پیش از ظهور آریاییها از ارتفاعات قفقاز و آذربایجان راهی فلات ایران شدند و در نواحی لرستان فیلی ساکن شدند. کاسیها در کنار ایلامیان در لرستان ساکن شدند و دارای مهارتی فوق العاده در ساخت ابزارهای برنزی و مفرغی بودند. آنها از مهمترین قبایل کوهستانی زاگرس بودند و به دامپروری میپرداختند. زبان آنها متاثر از زبان ایلامیان بود. آنها سوارکارانی شجاع و مبارز و مرتبا درحال پیکار با همسایگان ایلامی و بابلی خود بودند بگونه ای که با غلبه بر دولت بابل، به مدت شش قرن بر بابل فرمانروایی کردند(۲۸). تسلط آنها بر بابل و بسیاری از نواحی حکمرانی شان در پی شکست از همسایگان ایلامی پایان یافت و آنان مجبور به بازگشت به کوهستانهای زاگرس شدند.

مفرغهای برنجین لرستان، در موزهای برتر جهان نمایشگر دیرینگی و شکوه ایران باستان است.

پس از ورود آریاییها
گزارش جامعی از سرنوشت اقوام بومی فلات ایران پس از ورود آریاییها در کتب تاریخی دیده نمی شود. اینکه آیا این اقوام دچار تغییرات زبانی و فرهنگی شده اند یا با حمله آریاییها نابود شده اند واضح نیست لیکن گزینه اول محتملتر بنظر میرسد چون بعید بنظر میرسد وقایع نگاران بزرگ یونانی وقایعی بزرگ چون نابودیهای بزرگ قومی را نادیده گرفته باشند. شواهدی مبتنی بر اجبار مهاجرتی ایلامیان شهر انشان در حدود ۷۷۰ تا ۶۴۶ پیش از میلاد، توسط قبایل پارسی، به پیرامون شهر و مناطق شوش گزارش شده است(۲۹).
مادها در نواحی شمالی سکونت لرهای فیلی مستقر شدند و در هگمتانه نخستین حکومت آریایی ایران را پایه گذاری کردند.

دژ نوشیجان ملایر، بازمانده ای از دوران حکمرانی ماد و آغاز حکومت هخامنشیان
آثار برد نشنده (سنگ ایستاده) مسجد سلیمان مربوط به حکمرانی ایلام باستان و هخامنشیان

درخلال حکومت هخامنشیان، لرستان فیلی کنونی بخشی از فرمانروایی بازمانده های کاسیت بود و طبق اسناد، مثلا در زمان حرکت هخامنشیان به سمت بابل و الزام عبور از مناطق لرستان کنونی، مجبور به پرداخت عوارض و باج به کاسیان بوده اند.(۳۰) انشان از شهرهای مهم ایلامی پس از تسخیر توسط هخامنشیان، محل آغاز پادشاهی کوروش بزرگ در ٥۸۸ سال پیش از میلاد بوده است و گمانه ها حاکی از تطابق جغرافیایی آن با مسجدسلیمان یا ایذه کنونی است(۳۱). در خلال حکومت هخامنشیان، لرستان کنونی و ایلام و خوزستان سومین ایالت امپراتوری بزرگ هخامنشی بودند. در دوره پارتیان این نواحی از ساتراپهای غربی ایران بودند و نهایتا در زمان ساسانیان بخش اعظم نواحی لرنشین با نام منطقه پهله مطرح بودند. “پهله” که ریشه نام لرستان فیلی کنونی است، نام سرزمینی گسترده در غرب ایران بوده است که بسیاری از شهرها و نواحی زاگرس کنونی را دربرمی گرفته است(۳۲). استان پهله در خلال حکمرانی ساسانیان اطلاق شد و نام پهلوی به مردم، زبان و الفبای مرتبط با این ناحیه اشاره داشته است.

نگارخانه

منابع

۱-(Rashidvash, V. (2013), “Iranian people: Iranian ethnic groups”, International Journal of Humanities and Social Science, Vol. 3 No. 15, pp. 216-226.)
2- F.J.Darah, 2013, Failis: the Curse of Compound Identity and Scars of Collective Memory, in : Minorities in Iraq. Memory, identity and challenges, edited by Sa’ad Salloum, Masarat for cultural and Media development, Bagdad-Beyrouth, 2013, (in French, Arabic and English languages). pages;112-126, http://www.ncciraq.org/images/infobygov/NCCI_Wassit_Governorate_Profile.pdf
3- Leezenberg, Michiel. 1993. Gorani Influence on Central Kurdish: Substratum or Prestige Borrowing? [Internet] http://www.cogsci.ed.ac.uk [Accessed 15 Feb. 1999]
4- H. Field, Contributions to the Anthropology of Iran, Chicago, 1939.^},
5- G. R. Fazel, ‘Lur’, in Muslim Peoples: A World Ethnographic Survey, ed. R. V. Weekes (Westport, 1984), pp. 446–۴۴۷; S. Amanollahi, Qom-e Lor (Tehran, 1991), p. 8
6- (Erik John Anonby (2003). Update on Luri: How many languages?. Journal of the Royal Asiatic Society (Third Series), 13, pp 171-197. doi:10.1017/S1356186303003067.)
7-(Sekandar Amanolahi, “The Lurs of Iran,” Cultural Survival Quarterly 9 (February 1985), 65–۶۹٫)
۸-(پشتدار، علی‌محمد. لرها و لرستان از دیدگاه ولادیمیر مینورسکی. ج. ۷. علوم انسانی «ایران شناخت»، ۱۳۷۶. ۱۶۰ تا ۱۸۳. بازبینی‌شده در ۴ اکتبر ۲۰۱۴)
۹-(سردار ظفر، خسرو خان ،خاطرات خسروخان سردار ظفر ،مجله ی وحید، شماره ۳،بهار ۱۳۵۹ )
10- (هنری کرزیک راولینسون – سفرنامه راولینسون: گذر از زهاب به خوزستان، ترجمة سکندر امان‌اللهی بهاروند)
۱۱-(سیسیل جان ادموندز و کلمنت اوگاستس دو بد- دو سفرنامه دربارة لرستان -ترجمة سکندر امان‌اللهی بهاروند و لیلی بختیار)
۱۲- (مراد مرادی مقدم.«تاریخ سیاسی و اجتماعی پشتکوه در دوران والیان فیلی» ‎(فارسی)‎. پایگاه مجلات تخصصی نور، ۲۸ آذر ۱۳۹۱.)
۱۳- علی محمد ساکی، جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان

۱۴-H.Mostawfi. 2000. Tarikhe Gozide (in Persian). Amir Kabir Publications, Tehran
۱۵-امان‌‌اللهی بهاروند(۱۳۷۰)، قوم لر: پژوهشی درباره پیوستگی قومی لرها و پراکندگی جغرافیایی آنها در ایران، تهران، انتشارات آگاه.
۱۶- Hammond, G.L. (1971). The Cambridge Ancient History (2nd). Camberidge University Press. Sid. 644. ISBN 9780521077910.
۱۷- Potts, D.S (1999). The Archaeology of Elam: Formation and Transformation of an Ancient Iranian State (Cambridge World Archaeology)(2nd). Camberidge University Press. Sid. 45.ISBN 9780521564960.)
۱۸- ”The Lurs of Iran”. The Lurs of Iran. Cultural Survival. Läst 21 september 2015.

۱۹- Stukenbrock E.H., S. Banke, Javan-Nikkhah and B.A. McDonald, 2007. Origin and domestication of the fungal wheat pathogen Mycosphaerella graminicola via sympatric speciation. Molecular Biology and Evolution 24, 398–۴۱۱
۲۰- Zohary. D , Hopf. M. 1993. Domestication of plants in the Old World. Oxford Clarendon Press
۲۱- “The Old Hittite Kingdom”. Encyclopædia Britannica Online. Encyclopædia Britannica, Inc. Retrieved 8 September 2012.
۲۲-Meyerhoff, J.2013. Universal flood and posterior migrations. Luelu publications. 98 pages. ISBN:9781304335500
۲۳- Pope, A. U., and P. Ackerman 1938A Survey of Persian Art. Vol. VII. Tokyo (reprinted, 1964).
۲۴- Askari Chaverdi, A.; Khosrowzadeh, A.; McCall, B.; Petrie, C. A.; Potts, D. T.; Roustaei, K.; Seyedin, Weeks, L.; and Zaidi, M.
۲۰۱۰ Archaeological Evidence for Achaemenid Settlement within the Mamasani Valleys, Western Fars, Iran. Pp. 287–۹۷ in The World of Achaemenid Persia, ed. J. Curtis and St. J. Simpson. London.)
۲۵- Seidl, U. 1986. Die Elamischen Felsreliefs von Kurangun und Naqs-e Rustam. Iranische Denkmäler12, Iranische
Felsreliefs IIh). Berlin.
۲۶- Edwards, I.E.S.; Gadd, C.J.; Hammond, G.L. (1971). The Cambridge Ancient History(2nd ed.). Cambridge University Press.p. 644. ISBN 9780521077910
۲۷- Hinz, Walther, ‘Persia c. 2400-1800 B.C.’, in Edwards
۲۸- “The Kassites in Babylonia”. Encyclopædia Britannica. Retrieved 8 September 2012

۲۹- CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 , Iranica.2017.Available online at: http://www.iranicaonline.org/pages/chronology-1
۳۰- پشتدار، علی محمد. لرها و لرستان از دیدگاه ولادیمیر مینورسکی. علوم انسانی « ایران شناخت»، ۱۳۷۶. 
۳۱- Girshman, Roman. Trans. S. Gilbert and J. Emmons. Persia, From the Origins
to Alexander the Great. London: Thames and Hudson, 1964.
۳۲- ایزدپناه، حمید، آثار باستانی و تاریخی لرستان، انتشارات آگاه ، تهران، ۱۳۶۳

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*